شهادت حجربن عدى
18 بازدید
تاریخ ارائه : 5/7/2013 8:04:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

سوال:

حجربن عدى چگونه به شهادت رسید؟پاسخ: زیاد ، هفتاد نفر از سرشناسان کوفه را گرد آورد و گفت : گواهى خود را علیه حجر و یارانش بنویسید . پس چنین کردند و زیاد ، شاهدان را به نزد معاویه فرستاد و حجر و یارانش را نیز به سوى او اعزام کرد .
... معاویة بن ابى سفیان گفت : آنان را به «عَذرا» ببرید و در همان جا آنها را بکشید .
پس آنان را به آن جا بردند . حجر گفت : این ، کدام روستاست ؟
گفتند : عذراء .
گفت : خداى را سپاس . بدانید که به خدا سوگند ، من نخستین مسلمانى هستم که در راه خدا ، سگان این جا را به صدا در آوردم (یعنى نخستین مسلمانى که در روزگار فتوحات به این جا قدم گذارد و آن را فتح کرد) . امروز ، مرا در غُل و زنجیر به این جا آورده اند .
و هر یک از این افراد را به مردى از اهل شام دادند تا او را بکشد و حجر را به مردى از قبیله حِمْیَر دادند . او حجر را پیش مى بُرد تا به قتلش برساند که حجر گفت : اى مردم! مرا واگذارید تا دو رکعت نماز بخوانم . او را رها کردند .
او وضو ساخت و دو رکعت نماز گزارد . نمازش را طولانى کرد .
به او گفته شد: آیا از سرِ ترس و ناشکیبایى ، طول مى دهى؟
نمازش را تمام کرد و گفت : هیچ گاه وضو نگرفتم ، مگر آن که نماز خواندم و تاکنون نمازى به این سبکى نخوانده بودم و اگر هم بى تابى کنم ، جا دارد ; چرا که شمشیر آخته و کفن گسترده و قبر کَنده شده اى را مى بینم .
قبیله هاى شام ، براى حجر و یارانش کفن آورده و قبرهایشان را کَنده بودند و گفته مى شود که معاویه ، فرمان به کَندن قبر داده و کفن برایشان فرستاده بود .
و حجر گفت : خدایا! تو فریادرَس ما علیه امّتمان باش ، که عراقیانْ علیه ما شهادت دادند و شامیان ما را کشتند .
به حجر ، گفته شد : گردنت را پیش آر . گفت : این ، ریختن خونى است که من بر آن یارى نمى دهم .
پس پیش انداخته شد و گردنش زده شد ... .
چون حجر را آوردند و به کشتنش فرمان داده شد ، گفت : مرا در لباس هایم دفن کنید ، که [در قیامت] به دادخواهى بر مى خیزم (1).(2)1. الطبقات الکبرى : ج 6 ص 217 وراجع مروج الذهب : ج 3 ص 12 وتاریخ الطبری : ج 5 ص 256 و257 .2. محمد محمدى رى شهرى، دانش نامه امیرالمؤمنین، ج 13، ص 163.