شیعه و تأویل آیات متشابه‏
20 بازدید
تاریخ ارائه : 4/27/2013 10:18:00 AM
موضوع: علوم قرآنی

سوال:

چرا شیعیان آیات قرآن را تأویل مى کنند؟پاسخ: قرآن کریم، آیات خود را به دو گروه تقسیم مى کند و مى فرماید:
«هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِیلِهِ وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما یَذَّکَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ».(1)
«او کسى است که این کتاب (آسمانى) را بر تو نازل کرد، که قسمتى از آن، آیات «محکم» (صریح و روشن‏) است که اساس این کتاب مى‏ باشد (و هر گونه پیچیدگى در آیات دیگر، با مراجعه به اینها، برطرف مى‏ گردد.) و قسمتى از آن، «متشابه» است (آیاتى که به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات دیگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفى در آن مى‏ رود ولى با توجه به آیات محکم، تفسیر آنها آشکار مى‏ گردد.) اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‏انگیزى کنند (و مردم را گمراه سازند) و تفسیر (نادرستى) براى آن مى‏ طلبند در حالى که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمى‏ دانند. (آنها که به دنبال فهم و درکِ اسرارِ همه آیات قرآن در پرتو علم و دانش الهى) مى‏ گویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمى‏ شوند (و این حقیقت را درک نمى‏ کنند) ».
این آیه، آیات قرآن را به دو بخش تقسیم مى کند: 1. محکم، 2. متشابه.
مقصود از «محکم»، آیاتى است که از نظر دلالت، روشن و پا برجاست و هرگز در آن، دو احتمال وجود ندارد؛ در حالى که «متشابه» آیه اى است که ظهور آن متزلزل است و براى روشنى آن، لازم است که در مفاد خود آیه و آیات مرتبط با آن دقت شود تا نشانه اى بر معناى مقصود به دست آید، و سرانجام تزلزل ظهور از بین رفته و تفسیر درست آیه آشکار گردد.
علما درباره متشابه اختلاف نظر دارند، ولى در لزوم تأویل آن وحدت نظر دارند. مسلّماً تأویل متشابه گاهى به وسیله افراد فتنه گر صورت مى گیرد که قرآن از آنها انتقاد مى کند که در پى سوء استفاده هستند، و گاهى تأویل به وسیله «راسخان در علم» انجام مى شود که با دقت و بى غرضى، در خود آیه و آیات متناسب نشانه هایى مى یابند و سرانجام به مقصود الهى پى مى برند.
مسلّماً تأویل متشابه، داراى ضوابط و شرایطى است که باید یک فرد مفسر واجد آن باشد.(2)
اکنون نمونه اى از تأویل مقبول را که در حقیقت توضیح آیه اى به آیه دیگر است، ذکر مى کنیم:
قرآن پیوسته یک رشته معارف والا را در سطح درک افراد عادى تنزل مى دهد تا همگان با چنین معارفى آشنا گردند. تنزل دادن این گونه معارف به سطح افهام همگانى و پوشانیدن لباس حس بر مسائل عقلى، مایه پیدایش یک رشته احتمالات در مفاد آیه مى گردد که برخى از این احتمالات با اصول مسلم قرآن سازگار نیست، مثلًا قرآن در بیان احاطه و سلطه خدا بر ظالمان و ستمگران و این که آنان قدرت فرار از سلطه او ندارند، چنین مى فرماید:
«إِنَّ رَبَّکَ لَبِا لْمِرْصادِ».(3) «به راستى خدا در کمینگاه است».
و یا در تشریح ظهور هیبت و عظمت خدا در روز رستاخیز چنین مى فرماید:
«وَ جاءَ رَبُّکَ وَ الْمَلَکُ صَفًّا صَفًّا».(4)
«در روز قیامت در حالى که فرشتگان صف کشان ایستاده اند، خداى تو به صحنه مى آید».
هدف این آیات، بیان قدرت و سلطه خداست و در حقیقت مى خواهد احاطه خدا را بر روز قیامت در قالب مسائل محسوس بیان کند، از این جهت باید براى پى بردن به معنى واقعى این آیات، قرائن موجود در آیه هاى فوق و آیات مناسب را دید تا از این جهت، آیات متشابه با آیات محکم هماهنگ گردند.
حتّی برخى از آیات قرآن هر چند هم محکم باشند، قابلیت تأویل دارند و مقصود از تأویل محکم، اشاره به مصداق‏ اتمّ و اکمل موضوع است. به عنوان مثال، قرآن مى فرماید: «إِهدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیم».
مفسران در تفسیر «صراط مستقیم» احتمالات مختلفى داده اند، ولى در روایات ما به صراط پیامبر (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) و جانشینان او تفسیر شده است. مسلّماً این نوع تأویل در مقام بیان مصداق اتمّ و اکمل است، زیرا تمام پیامبران و اولیاى الهى بر صراط مستقیم بوده و همگان گام در راه درست برمى داشته اند، ولى فرد کاملى که مى توان رفتار و گفتار او را بیانگر «راه راست» خواند، معصومان این امّت یعنى پیامبر و خاندان او هستند.
تأویل به این معنى مشکلى ندارد، به شرطى که مستند به روایت صحیح باشد.
در جاى دیگر، قرآن مى فرماید: «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ».(5) «اى پیامبر! تو بیم دهنده اى و هر ملتى هدایتگرى دارد».
در روایات ما وارد شده است که پیامبر (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) به على (علیه السَّلام) فرمود:
«أنَا الْمُنذر وَأَنْت الهادى».(6) «من بیم دهنده ام و تو هدایتگر».
مسلّماً مقصود از «وَلِکُلِّ قَوم هاد» کلیه شخصیت هاى والایى هستند که پرچم هدایت را به دوش مى گیرند، و در طول زمان، بشر را به راه راست هدایت مى کنند، ولى فرد اتم و اکمل آن در میان این هادیان، امیرمؤمنان (علیه السَّلام) است.(7)
نتیجه اینکه :
1- برای پرهیز از غلطیدن در دام تجسّم و تشبیه و مخالفت با اصول مسلم قرآنی موجود در آیات محکم ،گریزی از تأویل آیات متشابه نیست.
2- علمای اسلام حتی تأویل آیات متشابه را ضروی و جایز می دانند اگر چه تأویلهای متفاوتی از این آیات ارائه می دهند .
3- تأویل آیات متشابه، اصول ودستور خودش را دارد و نمی توان متشابهی را برخلاف محکمی تأویل کرد؛ باید این آیات را با کمک آیات محکم و سنّت اثبات شده و مسلم، و به وسیله علوم قرآنی و حدیثی و لغت تأویل کرد.
4- تأویل آیات محکم نیز صحیح است و منظور از آن ارائه معنایی عمیقتر، کاملتر و تمامتر با مضامین و مصادیق روشنتراست و به معنی ارائه معنایی خلاف ظاهر نیست.1 - آل عمران/ 7. 2 - به کتاب «المناهج التفسیریة» از این قلم، ص 19- 45 مراجعه شود. 3 - فجر/ 14. 4 - فجر/ 22. 5 - رعد/ 7.6 - تفسیر برهان، تألیف محدث بحرانى: 2/ 282، ضمن تفسیر آیه. 7 - راهنماى حقیقت، شیخ جعفر سبحانی، ص: 274-277.