تحریف قرآن درکتب شیعه
19 بازدید
تاریخ ارائه : 4/27/2013 10:26:00 AM
موضوع: علوم قرآنی

سوال:

چرا علماء شیعه روایاتى را که دلالت بر تحریف قرآن دارد در کتب خود نقل کرده اند؟پاسخ: برخى عمداً یا سهواً شیعیان را متهم مى کنند که قائل به تحریف قرآن اند ویکى از دلایلشان نیز این است که میگویند اگر شما چنین اعتقادى ندارید پس چراعلماى شما درکتاب هایشان روایاتى نقل کرده اند که ظاهر آنها دلالت بر تحریف قرآن مى کند; در پاسخ به این اتهام بزرگ وبى اساس میگوئیم; باید ایننکته را در نظر داشت که کتاب هاى حدیثى با کتاب هاى اعتقادى واصولى تفاوت اساسى دارد; در تحریر منابع حدیثى و روایتى صرفاً به جمع آورى روایات و احادیث اعم از صحیح بخارى، حسن،ثقه و ضعیف پرداخته مى شود و جمع آورى حدیث هرگز دلیل این نیست که صاحب کتاب هرچه را جمع آورى کرده خود نیز که آنهااعتقاد دارد; چون اعتقاد وایمان به دلالت روایت شرایطى دارد که آن شرایط عبارت است از:
الف ـ سند روایت صحیح باشد
ب ـ دلالت روایت بر معناى مقصود تمام و کامل باشد;
ج ـ روایت نقل شده باید معارض نداشته باشد;
د ـ مضمون روایت طورى باش که بتوان در آن مسئله به خبر واحد تمسّک جست و به آن مضمون اعتقاد پیدا کرد.
اگر روایت و حدیثى چهار شرط فوق را دارا بود مى توان گفت که ناقل این روایت به مضمون آن اعتقاد دارد و الّا صرف نقل روایت درکتاب و جمع آورى آن دلیل اعتقاد و ایمان ناقل روایت به مضمون آن نیست.
پس علماى شیعه اگر در کتاب هایشان روایاتى را نقل فرموده اند که مضمون آن ها دلالت بر تحریف قرآن مى کند:
اولاً: باید دید آیا سند این روایات صحیح است یا نه؟
ثانیاً: دلالت روایت بر تحریف قرآن کامل و کافى است یانه ؟
ثالثاً: باید دید آن روایت منقول معارفى هم دارند یا خیر؟ در این باره باید بگوییم روایاتى داریم که دلالت میکنند بر این که در قرآن کریم هیچ تحریفى رخ نداده نه کم شده و نه زیاد; پس این روایات معرض آن روایاتى است که میگوید در قرآن مجید تحریفى رخ داده است.
رابعاً:باید مسئله از مسائلى باشد که بتوان آن را به خبر واحد اثبات کرد و حال این که تحریف قرآن مسئله بسیار مهمى است که مى توان با خبر واحد آنرا به اثبات رساند بلکه باید با دلایل متقن و محکمى مثل خبر متواتر یا دلیل متقن دیگرى ثابت شود.
آنان که میگویند در قرآن آیه اى بوده به نام «آیه ولایت» و مخالفین، آن آیه را عمداً حذف کرده اند این ادعاى کوچکى نیست که بتوان با خبر واحدى آن را اثبات و یا تایید کرد. مسئله زیاد و یا نقصان در قرآن کریم از مسائل اصولى و اعتقادى است که باید با برهان قوى و محکمى تایید و اثبات گردد نه باخبر واحد و امثال آن
در برخى از منابع حدیث ما روایاتى نقل شده است که مضمون آن دلالت میکند بر این که نغوذباللّه خداوند جسم است و در قیامت مى توان او را با چشم سر، دید، با این که شیعه مطلقاً معتقد است که خداوند جسم نیست و در دنیا و آخرت هرگز نمى توان او را مشاهده کرد.
پس صرف نقل یک یا چند روایت در کتاب اصلاً بر این دلالت نمى کند که صاحب کتاب نیز به مضمون و دلالت آن روایت اعتقاد دارد.
مضافاً بر اینکه عده اى از محدثان اگر چه روایات تحریف قرآن را بدون اظهار نظر نقل کرده اند مثل شیخ صدوق که در کتاب اعتقاد است امامیه مى فرماید: «کسى که چنین نسبتى رابه ما بدهد کاذب و دروغ گو است »(1) شیخ طوسى و فیض کاشانى نیز درکتاب هاى تبیان و وافى تحریف قرآن را اکیداً تکذیب کرده اند.(2)1.الاعتقادات فى دین الامامیه ص 592.طاهرى خرم آبادى،عدم تحریف قرآن ص 45،47