میراث علمى اهل بیت (علیهم السلام)
18 بازدید
تاریخ ارائه : 4/24/2013 8:09:00 AM
موضوع: کلام

سوال:

آیا از احادیث وعلوم اهل بیت(علیهم السلام) چیزى به یادگار مانده است؟پاسخ: امام على(علیه السلام) کتاب ویژه اى داشت که به املاى پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) و نگارش آن حضرت بود و اهل بیت(علیهم السلام) آن را حفظ کرده بودند و در موارد متعددى از حادیث و مطالب آن در موضوعات مختلف نقل شده است. شیخ حر عاملى در کتاب حدیثى خود (وسائل) احادیث آن کتاب را بر حسب ابواب فقهى از طهارت تا دیات آورده است که مى توان به آن مراجعه کرد.
وقتى از امام صادق(علیه السلام) در باره «جامعه» پرسیدند، فرمود: «هر چه مردم به آن نیاز دارند در آن کتاب هست و هیچ موضوعى نیست مگر آن که در آن است. حتى دیه خراش بر بدن.» کتاب على(علیه السلام) سرچشمه احادیث اهل بیت بود و آن را یکى پس از دیگرى به ارث مى بردند و از آن نقل مى کردند و به آن براى پاسخ به سئوال کنندگان استدلال مى نمودند.
امام باقر(علیه السلام) به یکى از اصحابش ـ حُمران بن اعین ـ در حالى که به اتاق بزرگى اشاره مى فرمود، گفت: اى حمران! در این اتاق، نوشته و طومارى است به طول هفتاد ذرع، به خط على(علیه السلام) و املاى پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) اگر ما به حکومت برسیم، بر اساس آن چه خدا نازل کرده است حکم مى کنیم و از آن چه در این نوشته است نمى گذریم.(1)
دوم: نهج البلاغه
نهج البلاغه از ریشه دارترین و مشهورترین کتاب ها نزد شیعه و اهل سنت است و خطبه ها، نامه ها و سخنان کوتاه امام على بن ابى طالب(علیه السلام) را در بر دارد. سیدرضى (متوفاى 406) آن را گردآورى کرده است. چون این سخنان از على(علیه السلام) مشهور بوده، اسناد آن را حذف کرده و تنها متن آنها را آورده است. دیگرانى هم به استدراک و تکمیل آن چه سیدرضى نقل کرده پرداخته اند و خطبه ها و نامه هاى بسیارى را استخراج کرده اند. برخى هم به استخراج مستندات نهج البلاغه از کتاب هایى که پیش از سیدرضى تألیف شده پرداخته اند. در باره نهج البلاغه گفته شده است:
پایین تر از کلام خالق و بالاتر از کلام مخلوق است.
سوم: صحیفه سجادیه
کتابى که به صحیفه سجادیه یا زبور آل محمد معروف است، از جلوه هاى علوم اهل بیت(علیهم السلام) است که بر پیشانى تاریخ مى درخشد. سند آن به صورت متواتر به امام(علیه السلام)مى رسد. جز پیوستگى سند آن، نکته دیگرى که هست فصاحت الفاظ و بلاغت معانى و والایى مضامین است. و انواع ثنا و ستایش و عبودیت خدا که در آن است و روش هاى عجیب در طلب عفو و کرم الهى و توسل به پروردگار، قوى ترین گواه درستى نسبتِ آن به آن حضرت است و این که این گوهر از آن دریاست و این جواهر از آن معدن و این میوه از آن درخت است. افزون بر شهرتى که انکارناپذیر است و تعدد سندهاى آن که متصل به صاحب آن سخنان است، راویان موثّق با اسناد متعدد و متصل به امام زین العابدین(علیه السلام) آن را روایت کرده اند.(2)
چهارم: رسالة الحقوق
امام سجاد(علیه السلام) رساله اى دارد معروف به «رسالة الحقوق». صدوق با سند معتبر آن را در «خصال» و حسن بن شعبه در «تحف العقول» نقل کرده اند و از رساله هاى مهم در انواع حقوق است که امام سجاد(علیه السلام) در آن، حقوق خدا بر انسان، حقوق انسان بر خودش، حقوق اعضایش مثل زبان و گوش و چشم و پاها و دست ها و شکم و... را بیان مى کند، سپس به بیان حقوق اعمالى همچون نماز، روزه، حج، صدقه و قربانى مى پردازد که به پنجاه حق مى رسد و آخرین آنها حقّ ذمّه است.
پنجم: رساله امام رضا(علیه السلام) در فرایض و سنن
به روایت محدثان، مأمون فضل بن سهل را نزد امام رضا(علیه السلام) فرستاد و گفت: دوست دارم نوشته اى جامع در باره حلال و حرام و واجبات و مستحبات برایم بنویسى، چون تو حجت خدا بر مردم و سرچشمه دانشى.
امام رضا(علیه السلام) کاغذ و قلمى طلبید و به فضل گفت بنویس:
بسم الله الرحمن الرحیم
«براى ما شهادت به یکتایى خداوند بى نیاز و بى شریک و بى فرزند کافى است...»
این نامه و رساله در کتاب «تحف العقول» آمده است.(3)
ششم: رساله امام هادى(علیه السلام)
محدثان از حضرت امام هادى على بن محمد(علیه السلام) رساله اى را در ردّ بر اهل جبر و تفویض و اثبات عدل و مفهوم منزلتِ بین دو منزلت (بین جبر و تفویض) روایت کرده اند. از جمله ابن شعبه حرّانى در تحف العقول.(4)
این رساله ها از سوى خود ائمه(علیهم السلام) تدوین یافته است. رساله هاى دیگرى هم هست که به دلیل اختصار از نقل آنها خوددارى مى کنیم. اما آن چه اهل حدیث در طول قرن ها از آن بزرگواران روایت و تدوین کرده اند بسیار است که به برخى از آنها اشاره مى کنیم.
هفتم: چهارصد کتاب از چهارصد نویسنده
ائمه اهل بیت(علیهم السلام) گروه عظیمى از فقها و محدثان را تربیت کردند. آنان آن چه را از امامان دریافتند، در کتاب هایشان که به «چهارصد مُصَنّف» معروف است گردآورى کردند. برخى از آنها هنوز هم به همان شکل و وضعیت باقى است، لیکن مواد اصلى و محتواى آنها به کتاب هاى عمده اى که در دوره هاى بعد به دست علماى شیعه تألیف شد منتقل شده است، کتاب هایى همچون: «المحاسن» احمد بن محمد بن ابى خالد برقى (متوفاى 274 هـ )، «نوادر الحکمه» محمد بن احمد اشعرى قمى (متوفاى 293 هـ )، «کتاب الجامع» احمد بن بزنطى (متوفاى 221 هـ )، «کتاب الثلاثین» از حسن و حسین فرزندان سعید بن حمّاد اهوازى. این ها از کتاب هاى نخستین است. اما در مرحله دوم از کتاب هایى همچون «الکافى» کلینى (متوفاى 329 هـ )، «من لا یحضره الفقیه» صدوق (متوفاى 381 هـ )، «تهذیب» و «استبصار» شیخ طوسى (متوفاى 460 هـ ) مى توان یاد کرد. از مجموعه هاى اخیر نیز «وافى» محمد بن محسن فیض کاشانى (متوفاى 1091 هـ ) و «وسائل الشیعه» حرّ عاملى (متوفاى 1104 هـ ) و «بحار الانوار»احیاگر حدیث، مرحوم علامه مجلسى (متوفاى 1110 هـ ) قابل ذکر است.
در بر دارنده علوم اهل بیت(علیهم السلام) درزمینه هاى مختلف است و هر کس بخواهد تمسک به ثقلین بجوید، این کتاب خداست، این هم سنت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) که امامان اهل بیت، نقل کرده اند.
نکته شایان ذکر این است که اگر امامان اهل بیت، به تصریح قرآن کریم از پلیدى دورند و پس از رحلت پیامبر(صلى الله علیه وآله)، مرجع علمى و همتایان قرآن اند (طبق متن حدیث ثقلین) و با آن نشانه ها و اوصافى که دارند، پس چرا برادران اهل سنت از رجوع به آنان غفلت کرده و از بهره گیرى از فروغ ایشان و سوار شدن بر کشتى اهل بیت(علیهم السلام) بازمانده اند تا از غرق شدن نجات یابند؟(5)1 . مستدرک، حاکم: ج 3، ص 125.2 . فى رحاب ائمة اهل البیت: ج 3، ص 414.3 . تحف العقول: ص 306 ـ 311.4 . همان: ص 338 ـ 352.5. سیماى عقاید شیعه،ص 237.